تکنولوژیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. بهرهگیری از یافتههای علمی برای بهبود عملکرد در زمینههای صنعتی، کشاورزی، آموزشی، اقتصادی، و مانند آنها.۲. (اسم) روشها و فنونی که به این منظور به کار برده
تکنولوژیفرهنگ انتشارات معین(تِ نُ لُ) [ فر. ] (اِ.) 1 - مطالعة فنون و ابزار و ماشین آلات و مواد اولیه . 2 - تجهیزات و روش های علمی که در حیطة خاصی به کار برده شود، فناوری . (فره ).
تکنولوژیواژهنامه آزادفناوری، تَشنیک شناسی، تَشنیگری. فن شناسی، ساخت شناسی بر اساس ساختار واژه تکنولوژی که دانش ساخت چیزهاست و پسوند ology در برابر نهادهای فارسی در بیشتر واژه ها -شن
تکنولوژیست جراحیواژهنامه آزادتِکولوژیستِ جراحی (Surgical Technologist) به معنی عضوی از تیم جراحی است که ممکن است به عنوان سیرکولر یا اسکراب (کمک اول جراح) عمل ایفای نقش داشته باشد. رشته دان