25 فرهنگ

1193 مدخل


تکمیل

takmil

۱. کامل ‌کردن؛ تمام ‌کردن.
۲. نیکو کردن.

به پایان رساندن

۱. اتمام، اکمال، پایان، ختم، رسایی، کمال
۲. کامل کردن، تمام کردن، بهپایان رسانیدن

accomplished, complete, completion, finalization, integration, perfection, finished