تکلمفرهنگ مترادف و متضاد۱. اختلاط، حرف، صحبت، گپ، گفتار، گفتگو، مکالمه ۲. سخنگفتن، گپ زن، گفتگو کردن، مکالمه کردن ≠ استماع، گوش دادن
تکلم بطنیواژهنامه آزادصحبت کردن به صورتی که لب ها تکان نخورند و یا صحبت کردن به جای عروسک های کارتونی ventriloquize