تکلالغتنامه دهخداتکلا. [ ت َ ] (اِخ ) دهی در دهستان اجارود است که در بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع است و626 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
تکلعلغتنامه دهخداتکلع. [ ت َ ک َل ْ ل ُ ] (ع مص ) فراهم آمدن و باهم سوگند خوردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تکلاملغتنامه دهخداتکلام . [ ت ِ ک ِل ْ لا ] (ع مص )سخن گفتن : تکلم کلمة بکلمة تکلماً و تکلاماً؛ سخن گفت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تکلاملغتنامه دهخداتکلام . [ ت َ / ت َ ک َل ْ لا ] (ع ص ) مرد نیکوسخن فصیح کلام . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تکلامة شود.
تکلامةلغتنامه دهخداتکلامة. [ ت َ م َ / ت َ ک َل ْ لا م َ ] (ع مص ) مرد نیکوسخن فصیح کلام . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
تکلاملغتنامه دهخداتکلام . [ ت ِ ک ِل ْ لا ] (ع مص )سخن گفتن : تکلم کلمة بکلمة تکلماً و تکلاماً؛ سخن گفت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تکلاملغتنامه دهخداتکلام . [ ت َ / ت َ ک َل ْ لا ] (ع ص ) مرد نیکوسخن فصیح کلام . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تکلامة شود.
تکلامةلغتنامه دهخداتکلامة. [ ت َ م َ / ت َ ک َل ْ لا م َ ] (ع مص ) مرد نیکوسخن فصیح کلام . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
تکلانلغتنامه دهخداتکلان . [ ت ُ ] (ع اِ) عجزنمایی و کارسپردگی بر دیگری . اسم است توکل را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اعتماد و توکل . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). اسم است از اتک