تکفینلغتنامه دهخداتکفین . [ ت َ ] (ع مص ) کفن کردن . (زوزنی ) (دهار). کفن پوشانیدن مرده را و کفن ساختن جهت آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کفن پوشانیدن مرده را. (غ
تکوینفرهنگ مترادف و متضاد۱. آفرینش، ایجاد، پیدایش، تشکیل، خلقت ۲. آفریدن، ایجاد کردن، خلق کردن، هستی بخشیدن
مکفنلغتنامه دهخدامکفن . [ م ُ ک َف ْ ف َ ] (ع ص ) کفن پوشیده و کفن کرده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تکفین شود.
تدفینلغتنامه دهخداتدفین . [ ت َ ] (ع مص ) مرده را در گور کردن : در فرزه ٔ نیشابور قرب صدهزار آدمی هلاک شد و کس به تغسیل و تکفین و تدفین ایشان فرانمی رسید و همه را با آن جامه که د
حاجی سیف الدینلغتنامه دهخداحاجی سیف الدین . [ س َ فُدْ دی ] (اِخ ) (امیر...) یکی از امراء زمان امیر تیمور. وفات 804 هَ . ق . به نیشابور. صاحب حبیب السیر گوید: «امیر تیمور گورکان بعد از آن
راه زدنلغتنامه دهخداراه زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) قطع راه کردن . غارت کردن و تاراج نمودن در راه . (ناظم الاطباء). لخت کردن کاروانیان در سفر. قطع طریق . (یادداشت مؤلف ). تاراج نمو
فرارسیدنلغتنامه دهخدافرارسیدن . [ ف َ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) نزدیک شدن و رسیدن وقت چیزی یا کاری : اگر او را قضای مرگ فرارسد تخت ملک ما را باشد. (تاریخ بیهقی ).از پیل کم نه ای که چو