تکرارفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازگویی، تکریر، واگویی ۲. ازسرگیری، اعاده، تجدید، دوبارهکاری ۳. تمرین، مرور، ممارست ۴. بسامد ۵. بازگو کردن، بازگفتن ۶. دوباره انجامدادن، مکرر کردن
تکراردیکشنری فارسی به انگلیسیecho, frequency, iteration, recurrence, reduplicate, reduplication, rehash, reiteration, repeat, repetition, restatement
تکرارواژهنامه آزادتکرار:هی بار، دوباره یا چند باره، کار و کنشی را دو یا چند بار انجام دادن، سخنی را دوباره گفتن. بازکار
تکرارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد تکرار، تجدید، دوبارگی، مرور دوره، تمرین، ممارست، یادگیری ازسرگیری▼ واگویی، بازگویی، بازخوانی بازی برگشت چاپ مجدد بازیابی، بازیافت، اعاده بسیارگویی، ر
الگوریتمalgorithmواژههای مصوب فرهنگستانفرایندهای متناهی برای حل نوعی از مسائل، خصوصاً روشی که در آن بهطور متوالی یک فرایند پایه برای حل مسئله تکرار شود متـ . خوارزمی
ردیففرهنگ انتشارات معین(رَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - رده ، رسته . 2 - کلمه یا کلماتی که عیناً در آخرِ مصراع ها تکرار شود. 3 - پایه و رکن اساسی موسیقی ملی ایران است که به «مقام »، «دایرة ملای
الگوریتمفرهنگ انتشارات معین(اَ گُ) [ فر. ] (اِ.) فرایندهای متناهی برای حل نوعی از مسائل ، خصوصاً روشی که در آن به طور متوالی یک فرایند پایه برای حل مسئله تکرار شود.
کاخ هدشلغتنامه دهخداکاخ هدش . [ خ ِ هََ دِ ] (اِخ ) یا کاخ کوشک خشایارشا. از پلکان شرقی حیاط تچر که بالا بروند بمحوطه ٔ نسبتاً کوچکی میرسند که تل جنوبی کاخ آپادانا و آثار نهفته ٔ د
گانهلغتنامه دهخداگانه . [ ن َ /ن ِ ] (پسوند) مزید مؤخر «آن » که در پارسی باستان «آنه » بوده پس از اینکه بشکل آوایی «آنه » (در پهلوی «آنک ») درآمده ، مزید مؤخربی قاعده ٔ «گانه