۱. عملی را دو یا چند مرتبه انجام دادن.
۲. سخنی را دوباره گفتن.
۳. (ادبی) در بدیع، مکرر آوردن کلمهای بهمنظور تٲکید یا غرض دیگر، مانندِ این شعر: باران قطرهقطره همیبارم ابروار / هر روز خیرهخیره از این چشم سیلبار (عسجدی: ۴۱).
بسامد
۱. بازگویی، تکریر، واگویی
۲. ازسرگیری، اعاده، تجدید، دوبارهکاری
۳. تمرین، مرور، ممارست
۴. بسامد
۵. بازگو کردن، بازگفتن
۶. دوباره انجامدادن، مکرر کردن
echo, frequency, iteration, recurrence, reduplicate, reduplication, rehash, reiteration, repeat, repetition, restatement