تکدسلغتنامه دهخداتکدس . [ ت َ ک َدْ دُ ] (ع مص ) شتافتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نیک دویدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ||
راه رفتنلغتنامه دهخداراه رفتن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) قدم زدن . قدم گشادن . قدم سنجیدن . قدم سودن . قدم کشیدن . (مجموعه ٔ مترادفات ص 174). روی پا حرکت کردن ، خلاف نشستن . گام بگام ر
متکدسلغتنامه دهخدامتکدس . [ م ُ ت َ ک َدْ دِ] (ع ص ) اسبی که گرانبار باشد. (آنندراج ). اسبی که چنان میرود که گویی گرانبار است . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)