تکخاللغتنامه دهخداتکخال . [ ت َ ] (اِ مرکب ) آس . تک لو در ورق بازی .ورقی که یک خال دارد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
تکالیففرهنگ مترادف و متضاد۱. وظایف، وظیفهها، تکلیفها ۲. مشقها، تمرینات، تمرینها ۳. بایدها و نبایدها ۴. مشقات، سختیها، مشقتها