تکثیرلغتنامه دهخداتکثیر. [ ت َ ] (ع مص ) بسیار کردن . (زوزنی ) (دهار) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). بسیار گردانیدن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (از اقرب الموارد). افزودن . (
تکثیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. ازدیاد، افزایش ≠ تقلیل ۲. ازدیاد یافتن، افزایش یافتن، افزون کردن ≠ کاهش یافتن، کم شدن
تکسیرلغتنامه دهخداتکسیر. [ ت َ ] (ع مص ) نیک شکستن . (زوزنی ). بسیار شکستن . (منتهی الارب ) (از غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) : گر من به شکستن خم آیم