تک تکلغتنامه دهخداتک تک . [ ت َ ت َ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) یکی یکی و جدا و فردفرد. (ناظم الاطباء). جسته جسته . تنهاتنها. بندرت . دانه دانه . با فاصله های مکانی . گاهی یکی و گاهی یک
تکتکتلغتنامه دهخداتکتکت . [ ت َ ک َ ک ُ ] (ع مص ) آهسته و نرم رفتن . گام نزدیک نهاده شتافتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تکتکةلغتنامه دهخداتکتکة. [ ت َ ت َک َ ] (ع مص ) پا سپر کردن تا اینکه سر بشکند. (منتهی الارب ). پا سپردن تا بحد شکستن سر. (ناظم الاطباء).
تکتکتلغتنامه دهخداتکتکت . [ ت َ ک َ ک ُ ] (ع مص ) آهسته و نرم رفتن . گام نزدیک نهاده شتافتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تکتکةلغتنامه دهخداتکتکة. [ ت َ ت َک َ ] (ع مص ) پا سپر کردن تا اینکه سر بشکند. (منتهی الارب ). پا سپردن تا بحد شکستن سر. (ناظم الاطباء).
لوللغتنامه دهخدالول . (ص ) بی شرم و بی حیا را گویند و لولی که قحبه و فاحشه باشد منسوب به آن است . (برهان ). لور. (جهانگیری ) : گر همی گوییم لول و ور نمی گوئیم گول چون کلنده بر