تکبیلغتنامه دهخداتکبی . [ ت َ ک َب ْ بی ] (ع مص ) در واداشتن جامه را بر بوی سوز و بخور کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تکبیرة الاحرامفرهنگ انتشارات معین(تَ رَ تُ لْ اِ) [ ع . ] (اِمر.) یکی از مقدمات نماز. نمازگزار پیش از نماز و پس از اذان چهار تکبیر (اللهاکبر) باید بگوید و آخرین تکبیر را به قصد ورود در نماز بر
تکبیرة الاحرامفرهنگ انتشارات معین(تَ رَ تُ لْ اِ) [ ع . ] (اِمر.) یکی از مقدمات نماز. نمازگزار پیش از نماز و پس از اذان چهار تکبیر (اللهاکبر) باید بگوید و آخرین تکبیر را به قصد ورود در نماز بر
تحریمهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهتکبیری که بعد از نیت نماز میگویند و آن بر خود حرام کردن کلام یا امر دیگری است که مربوط به نماز نباشد.
تکبیرةالاحرامفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاز مقدمات نماز، عبارت از چهار تکبیر پس از اذان که در تکبیر آخر نماز را شروع میکنند.
تکبیبلغتنامه دهخداتکبیب . [ ت َ ] (ع مص ) کباب ساختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تکبیثلغتنامه دهخداتکبیث . [ ت َ ] (ع مص ) پهلو خمانیدن کشتی و نقل کردن رخت آن به دیگر کشتی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).