تژاولغتنامه دهخداتژاو. [ ت َ ] (اِخ ) نام یکی از پهلوانان تورانی است که داماد افراسیاب بود و او بر دو گروه پادشاهی داشته و گیو او را زنده به کمند گرفت وبه انتقام برادر خویش بهرا
تژاوللغتنامه دهخداتژاول . [ ت َ وِ ] (اِ) بمعنی تراوال است که برگ گیاه باشد. (برهان ) (آنندراج ). برگ و شاخ گیاه . (ناظم الاطباء). برگ گیاه لیکن تراول به رای مهمله و به تقدیم واو
تژاوللغتنامه دهخداتژاول . [ ت َ وِ ] (اِ) بمعنی تراوال است که برگ گیاه باشد. (برهان ) (آنندراج ). برگ و شاخ گیاه . (ناظم الاطباء). برگ گیاه لیکن تراول به رای مهمله و به تقدیم واو
اسپنویلغتنامه دهخدااسپنوی . [ اِ پ َ ] (اِخ ) کنیزک تژاو داماد افراسیاب . گویند او بسیار جمیله بود و چون تژاو بگریخت بیژن او را متصرف شد و به اضافه ٔ کاف بعد از حرف ثالث که اسپکنو
فریبندهلغتنامه دهخدافریبنده . [ ف ِ / ف َ ب َ دَ / دِ ] (نف ) فریبکار. فریبا. فریب دهنده : تو با این فریبنده مرد دلیرز دریا گذشتی بکردار شیر. فردوسی .تژاو فریبنده گفت ای دلیردرفش م
تزواللغتنامه دهخداتزوال . [ ت َزْ ] (اِ) برگ گیاه را گویند و با زای فارسی هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ). برگ و شاخ گیاه . (ناظم الاطباء). و رجوع به تژوال و تژاول شود.
تژواللغتنامه دهخداتژوال . [ ت َژْ ] (اِ) برگ گیاه را گویند. (برهان ). تزوال . (ناظم الاطباء). و رجوع به تژاول و تروال و تراول و تزوال در همین لغت نامه شود.