تپزلغتنامه دهخداتپز. [ ت ُپ ْ پ ُ ] (اِ) این کلمه فصیح نیست ولی بعید نیست اصل کلمه ، دبوس عربی باشد.(یادداشت بخط مرحوم دهخدا). مؤلف فرهنگ نظام این کلمه را بفتح پ آورده و بدینس
دبوسلغتنامه دهخدادبوس . [ دَ ] (اِ) دَبّوس . مرذم . مِقمع. (دهار). مقمعة. (ترجمان القرآن جرجانی ). عمود. لخت . تُپوز. تُپز. گرز آهنی . (برهان ) (غیاث ). گرز. (جهانگیری ). سرپاس