تکفرهنگ مترادف و متضاد۱. تنها، طاق، فرد، منفرد، یگانه ≠ جفت، زوج ۲. عزب، مجرد ۳. تاخت، تک، تهاجم، حمله، هجوم، یورش ≠ پاتک، دفاع ۴. دو، دویدن ۵. بینظیر، بیمثل، بیهمال، بیمانند، فرید،
تکدیکشنری فارسی به انگلیسیalone, beak, charge, desolate, distinct, offensive, individual, lone, lonely, mono-, odd, offense, one, one-off, onset, particular, push, single, singleton, sin
تکفرهنگ انتشارات معین( ~.) [ قس . تق ] (اِصت .) 1 - زدن دست بر کنار تخته نرد که کعبتین درست بنشیند. 2 - هر قسم زدن (عموماً).