تماؤنلغتنامه دهخداتماؤن . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) بازآمدن از سفر. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || دیرینه گشتن چیزی . (از اقرب الموارد).
تَمَسُّوهُنَّفرهنگ واژگان قرآنکه با آن زنان آميزش کنيد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است و در اينجا کنايه است از عمل زناشوئي )
سبلانلغتنامه دهخداسبلان . [ س َ ب َ ] (اِخ ) سولان ، و آن کوهی باشد نزدیک اردبیل . (برهان ). کوهی است عظیم و بلند در حوالی اردبیل و بشرافت مشهور و بسیاری از اهل اﷲ در آن کوه عباد
تماؤنلغتنامه دهخداتماؤن . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) بازآمدن از سفر. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || دیرینه گشتن چیزی . (از اقرب الموارد).