تَضِلُّواْفرهنگ واژگان قرآنکه گم کنيد-تا گم نکنيد (به دليل موقعيتش بعد از کلمه( أَن) در آيه 176نساء(يبين الله لکم ان تضلوا) واين قسم استعمال در جائي که حرف أن در کلام باشد ، شايع است)
تضلیلفرهنگ مترادف و متضاد۱. ضلالت، گمراهی ≠ هدایت ۲. گمراه کردن ≠ هدایت کردن ۳. بهضلالت نسبت دادن، گمراه دانستن
تَضِلُّواْفرهنگ واژگان قرآنکه گم کنيد-تا گم نکنيد (به دليل موقعيتش بعد از کلمه( أَن) در آيه 176نساء(يبين الله لکم ان تضلوا) واين قسم استعمال در جائي که حرف أن در کلام باشد ، شايع است)
تضلیلفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گمراه ساختن: ◻︎ اگر نه امرش، نامی نبود از معروف / اگر نه نهیش، بودند خلق در تضلیل (ایرجمیرزا: ۳۵).۲. به ضلالت و گمراهی نسبت دادن.
تضلیلغتنامه دهخداتضلی . [ ت َ ض َل ْ لی ] (ع مص ) لازم گرفتن گمراهان و اختیار کردن صحبت آنان را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
تضلللغتنامه دهخداتضلل . [ ت ُ ض ُل ْ ل ِ / ت ُ ض َل ْ ل ِ ] (ع اِ) باطل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). و رجوع به تضلال شود.
تضلاللغتنامه دهخداتضلال . [ ت َ ] (ع مص ) منسوب کردن کسی را به ضلالت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). || بگمراهی درانداختن کسی را. || راه نیافتن بمکان شتر عقال ک