تصنعفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خودآرایی کردن.۲. خود را بهحالتی متکلفانه وانمود کردن؛ ظاهرسازی کردن.
تصنعلغتنامه دهخداتصنع. [ ت َ ص َن ْ ن ُ ] (ع مص ) خویشتن برآراستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). آراستن خویشتن . (دهار). روش نیکو نهادن از خود و خویشتن را آراستن و بتکلف نیکوس