مَدِينِينَفرهنگ واژگان قرآنجزا داده شدگان (کلمه مدينين به معناي مجزيين - جزا دادهشدگان است ، از ماده دان - يدين است ، که معناي جزي - يجزي را ميدهد ، درعبارت "فَلَوْلَا إِن کُنتُمْ غَيْرَ
زاکانیانلغتنامه دهخدازاکانیان . (اِخ ) از قبائل قزوین و اصلشان از عرب بنی خفاجه است و منشوری از رسول اﷲ (ص ) بخط امیرالمؤمنین علی (ع ) دارند و این سواد آن است : بسم اﷲ الرحمن الرحی
شرلغتنامه دهخداشر. [ ش َرر ] (ع اِ) نقیض خیر. اسمی است جامع رذایل و خطاها. ج ، شرور. بدی و فساد و ظلم . (از اقرب الموارد). بدی . مقابل خیر. (از منتهی الارب ). || بدی . زیان .
اصحاب القریهلغتنامه دهخدااصحاب القریه . [ اَ بُل ْ ق َرْ ی َ ] (اِخ ) در قرآن کریم مراد یاران انطاکیه است : و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة اذ جأها المرسلون . (13/36)؛ و بزن برای ایشان د
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن یوسف بن محمدبن العباس مکنی به ابوالخیر و ملقب برضی الدین القزوینی الطالقانی . در نامه ٔ دانشوران آمده است که : در کتب ترا