تُؤْفَکُونَفرهنگ واژگان قرآنمنحرف مي شويد-برگردانده می شوید (افک به معناي گرداندن هر چيزي است از صورت اصليش ، و لذا به دروغ هم افک می گویند.عبارت "فَأَنَّىٰ تُؤْفَکُونَ "یعنی پس چگونه شما
تُوَفَّوْنَفرهنگ واژگان قرآنبه طور کامل به شما رسانده می شود(ازمصدر توفية به معناي رساندن حق به صاحب آن است ، البته رساندن بطور کامل)
توشکونلغتنامه دهخداتوشکون . (اِخ ) دهی از دهستان خرم آباد شهرستان شهسوار است که 350تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3). رجوع به سفرنامه ٔ رابینو بخش انگلیسی ص 23 و 107 شو
توشکونلغتنامه دهخداتوشکون . (اِخ ) دهی از دهستان خرم آباد شهرستان شهسوار است که 350تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3). رجوع به سفرنامه ٔ رابینو بخش انگلیسی ص 23 و 107 شو
خوردنلغتنامه دهخداخوردن . [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص ) از گلو فرودادن و بلعیدن غذا و طعام و جز آن . (ناظم الاطباء). اوباریدن . بلع کردن . اکل . تناول . جاویدن چیزی جامد. (یادداشت مو
تولغتنامه دهخداتو. (اِ) بمعنی پرده و ته و لا می باشد، چنانکه گویند توبرتو، یعنی پرده برپرده و لای برلای و ته برته . (برهان ) (آنندراج ). پرده باشد و آن را تاه و توه نیز گویند.