غَزْلَهَافرهنگ واژگان قرآنپشمهاي تابيده اش - رشته اش ( در عبارت "وَلَا تَکُونُواْ کَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا " منظور زني بوده احمق از دودمان قريش که با کنيزانش مينشسته و تا نصف روز نخ
ابوضمضملغتنامه دهخداابوضمضم . [ اَ ض َ ض َ ] (اِخ ) صاحب الاصابه و هم مؤلف استیعاب و دیگر علمای رجال آورده اند که رسول صلوات اﷲ علیه فرمود: الا تحبّون ان تکونوا کابی ضمضم . قالوا
شقلغتنامه دهخداشق . [ ش َق ق / ش ِق ق ] (ع اِمص ، اِ) سختی و دشواری . قوله تعالی : لم تکونوا بالغیه الا بشق الانفس . (قرآن 7/16). (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مشقت . (اقر
أَنکَاثاًفرهنگ واژگان قرآناز هم باز شده ها (کلمه نکث به معناي نقض است ، و نقض که مقابلش واژه ابرام است ، به معناي افساد چيزي است که محکم شده از قبيل طناب يا فتيله و امثال آن و هر چيزي ک
نَقَضَتْفرهنگ واژگان قرآنوا تابيد - باز کرد (نقض که مقابل واژه ابرام است ، به معناي افساد چيزي است که محکم شده از قبيل طناب يا فتيله و امثال آن ، پس نقض چيزي که ابرام شده مانند حل و گشو