تَعْقِلُونَفرهنگ واژگان قرآنتعقل کنيد - عاقلانه رفتار کنيد(بعد از "کنتم":تعقل می کردید-عاقلانه رفتار می کردید.کلمه عقل در لغت به معناي بستن و گره زدن است و به همين مناسبت ادراکاتي که انسان
نَسْتَنسِخُفرهنگ واژگان قرآننسخه برداري مي کنيم - مينويسيم(کُنَّا نَسْتَنسِخُ :نسخه برداري مي کرديم.کلمه نسخ به معناي از بين بردن چيزي است به وسيله چيزي که دنبال آن قرار دارد ، مانند از بي
ارحاملغتنامه دهخداارحام . [ اَ ] (ع اِ)ج ِ رحِم و رِحم . زهدان ها. (غیاث اللغات ) (منتهی الارب ): اﷲ یعلم ما تحمل ُ کل انثی و ما تغیض الارحام و ماتزداد و کل شی ٔ عنده بمقدار. (قر
خشیةلغتنامه دهخداخشیة. [ خ َش ْ ی َ ] (ع مص ) مصدر دیگری برای «خشاة»، «خشی » و«خشیان ». (منتهی الارب ). ترسیدن . (ترجمان علامه جرجانی ). رجوع به «خشاة و خشی » شود : و اِن َّ منه
زبونةلغتنامه دهخدازبونة. [ زَب ْ بو ن َ ] (ع مص ) دفع. راندن : و انه لذوزبونة؛ یعنی او دارای دفع است ، برخی گویند: ذوزبونه ، یعنی او حافظ حریم خویش است . سواربن مضرب گوید:بذبی ال
سردلغتنامه دهخداسرد. [ س َ ] (ع مص ) دراز ادیم دوختن . (منتهی الارب ). دوختن چرم را. سِراد. (از اقرب الموارد). رجوع به مصدر مزبور شود. مشک دوختن . (تاج المصادر بیهقی ). || سورا