تَعْدِلُواْفرهنگ واژگان قرآنکه عدالت را رعايت کنيد(کلمه عدل به معناي حد وسط در بين افراط و تفريط است )
تالواسهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= تاسه: ◻︎ مر مرا ای دروغگوی سترگ / تالواسه گرفت از این ترفند (خفاف: شاعران بیدیوان: ۲۹۵).
صطبللغتنامه دهخداصطبل . [ ص ِ طَ ] (اِ) مخفف اصطبل است : افریقیه صطبل ستوران بارکش عموریه گریزگه باز و بازدار. منوچهری .گوش بعضی از تعالواها کر است هر ستوری را صطبلی دیگر است .
اخربلغتنامه دهخدااخرب . [ اَ رَ/ رُ ] (اِخ ) موضعی در زمین بنی عامربن صعصعة و وقعه ٔ بنی نَهد و بنی عامر آنجا بوده است . امروءالقیس راست :خرجنا نُریغُ الوَحش َ بین ثُعالةو بین ر
انلغتنامه دهخداان . [ اَ ] (ع حرف ) حرف مصدری است و فعل مضارع را در دو مورد نصب میدهد، نخست در ابتداء کلام مانند «ان تصوموا خیر لکم » (قرآن 184/2) که در محل رفع است . دوم بعد
لحمک لحمی بودنلغتنامه دهخدالحمک لحمی بودن . [ ل َ م ُ ک َ ل َ دَ ] (مص مرکب ) (... با کسی ) اقتباس از حدیث شریف خطاب به امیرالمؤمنین علی (ع ) «لحمک لحمی و دمک دمی ...؛ گوشت تو گوشت من و
محکماتلغتنامه دهخدامحکمات . [ م ُ ک َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مُحکَمَة. آیات محکمات ، مقابل متشابهات .آیات ظاهر المعانی یعنی آیاتی که معانی آن صریح باشد بر یک وجه . (غیاث ). آیات محکمات