تَطَيَّرْنَافرهنگ واژگان قرآنبه شومي و فال بد گرفتيم(در اصل "طير" مرغي مانند کلاغ است که عرب با ديدن آن فال بد ميزد ، و سپس مورد استعمالش را توسعه دادند و به هر چيزي که با آن فال بد زده مي
للغتنامه دهخدال . [ ل َ] (ع حرف ) حرف تحقیق به معنی یقیناً و بی شک و شبهه والبته و فی الواقع و هرآینه : قالوا انا تطیرنا بکم لئن لم تنتهوا لنرجمنکم و لیمسنکم مِنا عذاب ٌ الیم
اطیرلغتنامه دهخدااطیر. [ اِطْ طَی ْی ُ ] (ع مص ) فال بد زدن . (از متن اللغة). تطیر. (اقرب الموارد) (از متن اللغة) (منتهی الارب ): «و قالوا اطیرنا بک ». (قرآن 47/27)؛ گفتند: فال
اصحاب القریهلغتنامه دهخدااصحاب القریه . [ اَ بُل ْ ق َرْ ی َ ] (اِخ ) در قرآن کریم مراد یاران انطاکیه است : و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة اذ جأها المرسلون . (13/36)؛ و بزن برای ایشان د
حبیبلغتنامه دهخداحبیب . [ ح َ ب ِ ] (اِخ ) نجار. در قصص الانبیاء آمده است . قصه ٔ کشتن یحیی : قال اﷲتعالی : واضرب لهم مثلا اصحاب القریة. (قرآن 36 / 13). گویند آن شهر را نام انطا