تبرعاًلغتنامه دهخداتبرعاً. [ ت َ ب َرْ رُ ع َن ] (ع ق ) از روی تبرّع . بطور تبرع . از راه تبرع . بر سبیل تبرع . رجوع به تبرع شود.
تضرعفرهنگ مترادف و متضاد۱. استغاثه، التماس، الحاح، زاری، فزع، گریه، لابه، مویه، ناله، ندبه ۲. زاری کردن، الحاح کردن، زاریدن ۳. خواری کردن، فروتنی کردن
خفیةلغتنامه دهخداخفیة. [ خ ُ ی َ ] (ع مص ،اِمص ) خفیه . نهان . (یادداشت بخط مؤلف ). پوشیده . عدم آشکار. مخفی . (از ناظم الاطباء) : ادعوا ربکم تضرعاً و خُفْیَةً. (قرآن 55/7). قل
تبرعاًلغتنامه دهخداتبرعاً. [ ت َ ب َرْ رُ ع َن ] (ع ق ) از روی تبرّع . بطور تبرع . از راه تبرع . بر سبیل تبرع . رجوع به تبرع شود.
ترعابلغتنامه دهخداترعاب . [ ت َ ] (ع مص ) ترعیب . ترسانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (ازاقرب الموارد) (از المنجد). و رجوع به ترعیب شود.