جذوةلغتنامه دهخداجذوة. [ ج َوَ ] (ع اِ) پاره ٔ آتش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(آنندراج ) (ترجمان القرآن عادل ) (اقرب الموارد):...قال َ لاهله امکثوا انّی آنست ُ ناراً لعلّی آ
اصطلاءلغتنامه دهخدااصطلاء. [ اِ طِ ] (ع مص ) اصطلاء به آتش ؛ بدان گرم شدن . طلب گرمی کردن بدان . (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). تابیدن به آتش و گرم شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الا
وادی ایمنلغتنامه دهخداوادی ایمن . [ ی ِ اَ م َ ] (اِخ ) وادی مقدس را گویند و آن بیابانی و صحرایی است که در آنجا ندای حق سبحانه و تعالی به موسی علیه السلام رسید. (برهان ). صحرایی که م