تَدَّعُونَفرهنگ واژگان قرآنمي خواهيد - طلب دعا مي کنيد(دراصل تدتعيون بر وزن تفتعلون بود ه و باب افتعال از دعا است )
حسنیلغتنامه دهخداحسنی . [ ح ُ نا ] (ع ص ) تأنیث احسن . (غیاث ). زن نیکو. زن نیک تر. مقابل سَوئی ̍. فرق میان آن با حسن و حسنة این است که حسن در جوانان اعیان گویند چنانکه حسنه آن
خلةلغتنامه دهخداخلة. [ خ َل ْ ل َ ] (ع اِ) شتربچه ٔ بسال دوم درآمده (مذکر و مؤنث در آن یکسان است ). || سوراخ خرد. || سوراخ . (منتهی الارب ) (از لسان العرب ) (از تاج العروس ) (
مالغتنامه دهخداما. (ع اِ) بمعنی چه و چیست . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). کلمه ٔ استفهام است بمعنی چه چیز است . (غیاث ). چه . (ترجمان القرآن ). || هرچه و آنچه و چیزی و آنکه . (نا
صفات باریلغتنامه دهخداصفات باری . [ ص ِ ت ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) صفات در باری تعالی بسیط است و در ممکنات مرکب ، یعنی هنگامی که گویند باری تعالی عالم ، قادر، مرید... است نفس علم
تدعاللغتنامه دهخداتدعال . [ ] (اِخ )(پسر بزرگ ) یکی از پادشاهانی است که با کدرلاعمر همعهد شد. (سفر پیدایش 14: 1 - 9) (قاموس کتاب مقدس ).