تَدَّعُونَفرهنگ واژگان قرآنمي خواهيد - طلب دعا مي کنيد(دراصل تدتعيون بر وزن تفتعلون بود ه و باب افتعال از دعا است )
تدعرلغتنامه دهخداتدعر. [ ت َ دَع ْ ع ُ ] (ع مص ) زشت گون و پیسه گردیدن روی کسی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از المنجد) (از اقرب الموارد). || خبیث و ناپاک شدن . (ا
تدعصلغتنامه دهخداتدعص . [ ت َ دَع ْ ع ُ ] (ع مص ) تباه و ریزه ریزه گردیدن گوشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از المنجد) (از اقرب الموارد).
تدعدعلغتنامه دهخداتدعدع . [ ت َ دَ دُ ] (ع مص ) رفتار پیر کلانسال . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (المنجد). راه رفتن به رفتار پیرکلانسال که مستقیم راه نرود. (اقرب الموارد). || پر
تدعاللغتنامه دهخداتدعال . [ ] (اِخ )(پسر بزرگ ) یکی از پادشاهانی است که با کدرلاعمر همعهد شد. (سفر پیدایش 14: 1 - 9) (قاموس کتاب مقدس ).
تدعبلغتنامه دهخداتدعب . [ ت َ دَع ْ ع ُ ] (ع مص ) ناز کردن بر کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). ناز کردن . (آنندراج ).