تحملفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاب، توان، طاقت، یارا ۲. بردباری، پایداری، شکیب، شکیبایی، صبر ≠ ناشکیبی ۳. بردباری کردن، تاب آوردن، برتافتن ۴. سازگاری
تحملدیکشنری فارسی به انگلیسیbearing, endurance, patience, stamina, sufferance, sustenance, tolerance, toleration
تحملواژهنامه آزاداستقامت ، برده باری ، ایستادگی ایستادگی در مقابل درد ، فقر ، کار شاقه ... صبر ، مقاومت
تحملفرهنگ انتشارات معین(تَ حَ مُّ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) برتافتن ، تاب داشتن . 2 - شکیب داشتن . 3 - (اِمص .) توانایی ، طاقت . 4 - شکیبایی . 5 - قبول رنج .