تَتْلُونَفرهنگ واژگان قرآنمي خوانيد- تلاوت مي کنيد(تلاوت همانطور که برخواندن الفاظ اطلاق ميشود ، بر القاء معاني آن الفاظ نيز اطلاق ميگردد)
تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِـﭑلْمَوَدَّةِفرهنگ واژگان قرآنمراتب دوستی خود را تقديم آنان ميکنيد- با آنان اظهار دوستی می کنيد
تَلَقَّوْنَهُفرهنگ واژگان قرآنآن را تلقّي می کرديد(تلقي قول ، به معناي گرفتن و پذيرفتن سخني است که به انسان القاء ميکنند )
تترونیوملغتنامه دهخداتترونیوم . [ ت ِ رُ ] (اِخ ) شهری به یونان که در لشکرکشی خشیارشا بتصرف لشکر ایران درآمد. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 1 ص 798 شود.
اصحاب ایکهلغتنامه دهخدااصحاب ایکه . [ اَ ب ِاَ ک َ ] (اِخ ) در قرآن کریم آمده است : و ان کان اصحاب الایکة لظالمین (78/15). و ابوالفتوح رازی آرد: و جماعت اصحاب ایکه و بیشه ٔ درختان ، ظ
تترونیوملغتنامه دهخداتترونیوم . [ ت ِ رُ ] (اِخ ) شهری به یونان که در لشکرکشی خشیارشا بتصرف لشکر ایران درآمد. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 1 ص 798 شود.
تتاونلغتنامه دهخداتتاون . [ ت َ وُ ] (ع مص ) تتاءُن . (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): هو یتتاوُن للصید اذا جأه ُ مرة عن یمینه و مرة عن شماله . (اقرب ا
تترونتنلغتنامه دهخداتترونتن . [ ت َ ن َ ت َ ] (هزوارش ، مص ) به لغت زند و پازند بمعنی باریدن باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء) (از انجمن آراء) (از آنندراج ). هزوارش «تترونیتن » پهلوی «