تویللغتنامه دهخداتویل . [ ت َ وَی ْ ی ُ ] (ع مص ) به ویل دعا کردن برای چیزی که فرودآید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تویللغتنامه دهخداتویل . [ ت ُ ] (اِ) علامتی را گفته اند که صیادان در صحرا برپای کنند تا نخجیر از آن بترسد و سوی دام آید. (برهان ) (ناظم الاطباء).
تویللغتنامه دهخداتویل . [ت َ / ت ُ ] (اِ) پیش پیشانی بود. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 314). پیش پیشانی گاه از بالا سوی میان سر بود و چکاد نیز همین باشد و به تازی چون آنجا موی نروید
تویلفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. ویژگی کسی که موهای جلو سرش ریخته باشد: ◻︎ پشت کوژ و سر تویل و روی بر کردار نیل / ساق چون سوهان و دندان بر مثال اسنزه (رودکی: ۵۱۰)۲. (اسم) پیشانی.۳. (اسم) تار
طویلفرهنگ مترادف و متضاد۱. بلند، مرتفع ۲. دراز، ممتد ۳. طولانی، مدید ۴. کشیده، درازمدت ≠ قصیر ۵. مفصل ۶. گسترده
تایلرلغتنامه دهخداتایلر. [ ل ُ ] (اِخ ) بروک . ریاضی دان مشهور انگلیسی است که در سال 1685 م . در «ادمونتون » متولد شد و بسال 1731 در «لندن » درگذشت . وی مدتی از دوران اولیه ٔ زند
تایلرلغتنامه دهخداتایلر. [ ل ُ ] (اِخ ) جان . شاعر انگلیسی (1580-1653 م .). چون مرد فقیری بود بخدمت ناخدایی درآمد و بهمین سبب وی را «شاعر آب » لقب دادند. و در سال 1642 م . با پس
تایلرلغتنامه دهخداتایلر. [ ل ُ ] (اِخ ) فردریک ونسلو. مهندس و اقتصاددان آمریکائی است که در سال 1856 م . در «ژرمانتون » متولدو بسال 1915 در «فیلادلفی » درگذشت . وی در سال 1900 بسب
اصلعفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمردی که موهای جلو سرش ریخته باشد و پیش سر او موی نداشته باشد؛ تویل؛ داغسر.
روخ چکادفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که موهای جلو سرش ریخته باشد و پیش سر او موی نداشته باشد؛ تویل؛ دغسر؛ اصلع: ◻︎ ایستاده بهخشم بر در او / این بهنفرین سیاه روخچکاد (حکاک: شاعران بیدیوان: ۲
ربیعبن زیادلغتنامه دهخداربیعبن زیاد. [ رَ ع ِ ن ِ ] (اِخ ) ابن سلامةبن قیس قضاعی سپس تُوَیلی . چابکسوار نامدار معروف به اعرج . او را اشعاری نغز از دوره ٔ جاهلیت بود و برحسب نوشته ٔ ابن