برنامة کاربردی توکارbuilt-in appalicationواژههای مصوب فرهنگستانواحد پردازش مستقلی که یکی از اجزای سازندة روالهای پیچیده است
روکارلغتنامه دهخداروکار. (اِ مرکب ) مقابل توکار، در بنایی و نقاشی و راهسازی و سیم کشی . (از یادداشت بخط مؤلف ). روی بنا. نمای عمارت . (فرهنگ فارسی معین ).
روکاریلغتنامه دهخداروکاری . (حامص مرکب ) مقابل زیرکاری . مقابل توکاری در کشیدن سیم برق در دیوار. در اصطلاح بنایی و راهسازی ، اعمال رویین بنایی یا راهی ، مانند کاهگل و سفیدکاری و ر
مثاللغتنامه دهخدامثال . [ م ِ ] (ع اِ) فرمان . (از منتهی الارب ). حکم . (آنندراج ) (غیاث ). حکم و فرمان . ج ، اَمثِلَه و مُثل و مُثُل . (ناظم الاطباء). فرمان پادشاهی و مطلق حکم
بارنامهلغتنامه دهخدابارنامه . [ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) اسباب تجمل و حشمت و بزرگی باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). اسباب تجمل و حشمت . (انجمن آرا) (آنندراج ) (رشیدی ) (جهانگیری ). و ر