توپفرهنگ مترادف و متضاد۱. گوی لاستیکی ۲. گلوله ۳. آتشبار، سلاح جنگی، جنگافزار سنگین ودور برد ۴. طاقه ۵. تشر، معاتبه
توپفرهنگ انتشارات معین[ تر. ] (اِ.) = طوپ : 1 - یکی از سلاح های آتشین جنگی که توسط آن گلوله های بزرگ را به مسافت دور پرتاب کنند. 2 - گوی لاستیکی انباشته از باد که با آن بازی کنند. 3
loftدیکشنری انگلیسی به فارسیحیاط، اطاق زیر شیروانی، سقف، کبوتر خانه، اطاق نزدیک سقف، آسمان، توپ هوایی زدن، در زیر شیروانی قرار دادن