توپچیلغتنامه دهخداتوپچی . (اِخ ) قصبه ای از دهستان حنافره است که در بخش شادگان شهرستان خرمشهر واقع است و 3440 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
توپچیلغتنامه دهخداتوپچی . (ترکی ، ص مرکب ، اِ مرکب ) مأخوذ از ترکی ، لشکری توپ دار و لشکری که سلاحش توپ است . (ناظم الاطباء). آنکه توپ انداختن داند و بدین اسم در قشون معین است .
توپچی باشیلغتنامه دهخداتوپچی باشی . (ترکی ، ص مرکب ، اِ مرکب ) فرمانده توپخانه . رجوع به مجمل التواریخ گلستانه ص 23 شود.
توپچی کندیلغتنامه دهخداتوپچی کندی . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرحمت آباد است که در بخش میاندوآب شهرستان مراغه واقع است و 160 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
نشان دارای دو بال که بهوانورد یا توپچی و دریا نورد یا دیدبان کار ازموده داده میشوددیکشنری فارسی به عربیاجنحة