۱. خواروخفیف کردن.
۲. [قدیمی] سست کردن.
۳. [قدیمی] ضعیف کردن.
دشنام، ناسزا
۱. اهانت، بیحرمتی، تحقیر، خوارداشت، وهن ≠ تکریم
۲. اهانت کردن، بیحرمتی کردن، خوار داشتن، وهن کردن ≠ احترام گذاشتن
۳. خوار شمردن
۴. سست کردن
affront, cut, brass, effrontery, flout, indignity, insult, invective, slap, slight, slur, snub, violation