توهملغتنامه دهخداتوهم . [ ت َ وَهَْ هَُ ] (ع مص ) گمان بردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). در وهم انداختن و گمان بردن . (آنندرا
توهمفرهنگ مترادف و متضاد۱. پندار، خیال، زعم، ظن، گمان، وهم ≠ یقین ۲. بیم، ترس، اضطراب، وحشت ۳. پنداشتن، گمان کردن
توهم کردنلغتنامه دهخداتوهم کردن . [ ت َ وَهَْ هَُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پنداشتن . گمان بردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). گمان کردن و پنداشتن . (ناظم الاطباء). رجوع به توهم شود.