تولهواژهنامه آزادگیاهی است خودرو که در فصل زمستان پس از باران می روید. دارای برگهای پهنی است و مردم با توجه به خاصیتهای درمانی آن که می گویند برای دستگاه تنفسی ، ریه ها و معده خ
تولهگویش خلخالاَسکِستانی: tula دِروی: kəta شالی: kəta کَجَلی: tula کَرنَقی: kəta کَرینی: kutlə کُلوری: tula گیلَوانی: kutu/ tula لِردی: tula
تولهگویش کرمانشاهکلهری: tüla گورانی: tüla سنجابی: tüla کولیایی: tüla زنگنهای: tüla جلالوندی: tüla زولهای: tüla کاکاوندی: tüla هوزمانوندی: tüla
طولهلغتنامه دهخداطوله . [ ل َ ] (اِ) اسم اندلسی قیطل است که بیونانی سفیددلیون نامند. (فهرست مخزن الادویه ). فیطل . و رجوع به دزی ج 2 شود.
تولةلغتنامه دهخداتولة. [ ت ِ وَ ل َ / ت ُ وَ ل َ ] (ع اِ) جادوئی و تعویذ و فسون دوستی و مهره ٔ فسون دوستی و مهره ٔ فسون که زنان شوهر را بدان شیفته ٔ خود گردانند. (منتهی الارب )
تولةلغتنامه دهخداتولة. [ ت ُ وَ ل َ ] (ع اِ) به معنی تولة است . (منتهی الارب ). رجوع به ماده ٔ قبل شود. || بلا و سختی . ج ، تولات . (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد).
تولةلغتنامه دهخداتولة. [ ل َ / ت َ ل َ ] (ع اِ) بلا و سختی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سختی . (مهذب الاسماء).