توصیفلغتنامه دهخداتوصیف . [ ت َ ] (ع مص ) نیک صفت کردن . (آنندراج ). وصف و بیان حال . (ناظم الاطباء). وصف کردن . نشانی دادن . نشان گفتن . پیرایه گفتن . ستودن . ستایش . (یادداشت ب
توثیفلغتنامه دهخداتوثیف . [ ت َ ] (ع مص ) دیگپایه ساختن جهت دیگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
توصیف کردنلغتنامه دهخداتوصیف کردن . [ ت َ / تُو ک َ دَ ] (مص مرکب ) وصف کردن و بیان حال کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به وصف و وصف کردن و توصیف شود.
توصیف کردنلغتنامه دهخداتوصیف کردن . [ ت َ / تُو ک َ دَ ] (مص مرکب ) وصف کردن و بیان حال کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به وصف و وصف کردن و توصیف شود.