تورنهواژهنامه آزاد( بختیاری) دستۀ مو که روی پیشانی زنان می افتد، چتری، موی جلوی سر زنان، مویی که از زیر روسری زنان در در دو طرف صورت قرار می گیرد. (مازنی) بادی که در منطقۀ گدوک ا
تورنهلغتنامه دهخداتورنه . [ ن ِ ] (اِخ ) به زبان فلامان ها دورنیک ،شهری است در بلژیک که 33200 تن سکنه دارد. محصول این شهر آهک و سیمان و کود و مبل است . در این شهر کارخانه ٔ پارچه
پوآتولغتنامه دهخداپوآتو. (اِخ ) خطه ای در تقسیمات قدیمه که از طرف شمال به ناحیه ٔ برتانیه ، آنژو و تورنه و از سوی مغرب به اقیانوس اطلس و از جانب جنوب به خطه ٔ آنکوموا، سنتونژه ،
تورنلغتنامه دهخداتورن . [ رِ ] (اِخ ) از ولایات قدیم فرانسه است که در سال 1204م .بوسیله ٔ فیلیپ اگوست ضمیمه ٔ املاک سلطنتی گردید و سپس در سال 1584م . در قلمروهانری سوم درآمد. مر
تورنوتلغتنامه دهخداتورنوت . (اِخ ) شهری است در بلژیک که در ولایت آنور (آنورس ) واقع است و 32100 تن سکنه دارد. محصول آنجا پارچه و دانتل و مس و سیمان است . (از لاروس ).رجوع به قاموس