تورانهلغتنامه دهخداتورانه . [ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهر نوبالا ولایت باخرز است که در بخش طیبات شهرستان مشهد واقع است و 165 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
تورانهلغتنامه دهخداتورانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) به معنی معشوق . (فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) : روزی ننهاد ایزد، در عمر چنان چیزی معشوقه ٔ وامق را، تورانه ٔ رام
تورانهلغتنامه دهخداتورانه . [ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان مشهد ریزه ٔ بالا ولایت باخرز است که در بخش طیبات شهرستان مشهد واقع است و 537 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
ترانهفرهنگ مترادف و متضاد۱. آواز، تصنیف، خنیا، سرود، شعر، قول، گلبانگ، نشید، نغمه ۲. دوبیتی ≠ غزل، قصیده، مثنوی ۳. جمیل، جوان، خوشگل ≠ زشت، بدگل
ترانهسازفرهنگ مترادف و متضادترانهساز، ترانهسرا، تصنیفسرا، تصنیفساز، چکامهسرا، شاعر ≠ غزلسرا، قصیدهگو، مثنویسرا
تورانلغتنامه دهخداتوران . (اِخ ) شهری است در ویتنام مرکزی (انام ) که امروز آن را دانانگ نامند و 25 هزار تن سکنه دارد. این شهر بندری است که بر کنار خلیج زیبائی واقع است و محصول آن
ترانهلغتنامه دهخداترانه . [ ت َ ن َ / ن ِ ] (اِ) جوان خوش صورت و شاهد تر و تازه و صاحب جمال . (برهان ) (ناظم الاطباء). جوان خوش صورت و صاحب کمال . (فرهنگ جهانگیری ). جوان خوش صور