تودیلغتنامه دهخداتودی ٔ. [ ت َ] (ع مص ) (از: «ودء») برابر کردن زمین را بر کسی : وداء علیه الارض تودیئاً. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تودئة. (ناظم الاطباء) (
طودیلغتنامه دهخداطودی . (اِخ ) ده کوچکیست از دهستان سنگان بخش میرجاوه ٔ شهرستان زاهدان در 55 هزارگزی جنوب میرجاوه کنار راه فرعی میرجاوه به خاش با 45 تن سکنه . (فرهنگ جغرافیائی ا
تودیعفرهنگ مترادف و متضاد۱. بدرود، خداحافظی، وداع ۲. بدرود گفتن، خداحافظی کردن، وداع کردن ۳. امانتگذاری، ودیعه ۴. ودیعهگذاشتن
پوشچنگار چندلایهیاختهtransitional cell carcinoma, TCC, urothelial cell carcinoma, UCCواژههای مصوب فرهنگستانتودینهای بدخیم که منشأ آن یاختههای بینابینی پوششی چندلایه است و معمولاً مثانه را درگیر میکند
پوشچنگار حلقوبینیnasopharyngeal carcinomaواژههای مصوب فرهنگستانتودینهای بدخیم که از پوشش فضای پشت بینی منشأ میگیرد
پوشچنگار شبهلیزابهایmucoepidermoid carcinomaواژههای مصوب فرهنگستانتودینۀ ابتدایی بدخیم بافت غدهای که هم انگوره و هم یاختههای تولیدکنندۀ لیزابه دارد