توتلواژهنامه آزادمتشکل از دو کلمه فارسی وعربی است تو به معنی فارسی یعنی داخل ودرون وتل عربی به معنی بلندی بر بلندای؛ درون بلندی؛ واژۀ ساخته شده از تو (درون) و تل (بلندی). نام ر
توتللغتنامه دهخداتوتل . [ ] (اِخ ) یکی از فرزندان ترک بن یافث است : در مجمل التواریخ والقصص آرد: گویند توتل روزی به شکارگاه فرودآمد و چیزی همی خورد زمین آن نمک بود، لقمه از دستش
توتلیلغتنامه دهخداتوتلی . (اِخ ) دهی از دهستان جرگلان است که در بخش مانه ٔ شهرستان بجنورد واقع است و 315 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
توتلیلغتنامه دهخداتوتلی . (اِخ ) دهی از دهستان جرگلان است که در بخش مانه ٔ شهرستان بجنورد واقع است و 315 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
اندرکردنلغتنامه دهخدااندرکردن . [ اَ دَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) داخل کردن . (یادداشت مؤلف ) : گلاب و مشک و کافور بسرشت و بمنفذهای آن اندر کرد. (تاریخ سیستان ).گاو لاغر بزاغذ اندرکردتود
اتل متللغتنامه دهخدااتل متل . [ اَ ت َ م َ ت َ ] (اِ مرکب ) بازی باشد کودکان را با جمله هائی مسجع که گویند در آن بازی . و آن جمله ها به اتل متل توته متل ، آغاز شود : شعر باقر بمثل
جرگلانلغتنامه دهخداجرگلان . [ ج َ گ َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مانه ٔ شهرستان بجنورد است . این دهستان در شمال و شمال باختری بجنورد و جنوب مرز ایران و شوروی واقع است . ساک