توتانلغتنامه دهخداتوتان . (اِخ ) دهی از دهستان بنت است که در بخش نیکشهر شهرستان چاه بهار واقع است و 400 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
توتان خامونلغتنامه دهخداتوتان خامون . [ مُن ْ ] (اِخ ) آخرین پادشاه مصر قدیم از سلاله ٔ هیجدهم در اواسط قرن چهاردهم ق .م . است . گور او در دره ٔ پادشاهان به سال 1922 م . کشف گردید. رجو
تتأنلغتنامه دهخداتتأن . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) حیله و فریب کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تتأن صید؛ خدعه و فریب دادن آن چنانکه آمدن شکارچی گاه از این طرف و گاه از آن طرف .
توانلغتنامه دهخداتوان . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان الموت است که در بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقع است و 291 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
توانلغتنامه دهخداتوان . [ ت ُ / ت َ ] (اِ) قوت . طاقت . (صحاح الفرس ). قوت و قدرت و توانائی باشد. (برهان ). قدرت . (فرهنگ جهانگیری ). توانائی . (فرهنگ رشیدی ). زور و قوت ، و به
توتان خامونلغتنامه دهخداتوتان خامون . [ مُن ْ ] (اِخ ) آخرین پادشاه مصر قدیم از سلاله ٔ هیجدهم در اواسط قرن چهاردهم ق .م . است . گور او در دره ٔ پادشاهان به سال 1922 م . کشف گردید. رجو
تتأنلغتنامه دهخداتتأن . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) حیله و فریب کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تتأن صید؛ خدعه و فریب دادن آن چنانکه آمدن شکارچی گاه از این طرف و گاه از آن طرف .
توانلغتنامه دهخداتوان . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان الموت است که در بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقع است و 291 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
توانلغتنامه دهخداتوان . [ ت ُ / ت َ ] (اِ) قوت . طاقت . (صحاح الفرس ). قوت و قدرت و توانائی باشد. (برهان ). قدرت . (فرهنگ جهانگیری ). توانائی . (فرهنگ رشیدی ). زور و قوت ، و به