تواهیلغتنامه دهخداتواهی . [ ت َ ] (حامص ) تباهی است که نابودکرده شده و ضایعگردیده و به کمال نرسیده باشد. (برهان ) (از ناظم الاطباء). بمعنی تباهی است که ضایع و نابودشده باشد. (انج
تاهی یالغتنامه دهخداتاهی یا. (اِخ ) نامی است که یکی از مورخین چین به یونانیها و باختری هاداده است . رجوع به ایران باستان ص 2263 و 2264 شود.
تاهیتیلغتنامه دهخداتاهیتی . (اِخ ) «تاییتی » یا «اُتاییتی » یا «اُتاهیتی » از جزایر اصلی مجمعالجزایر پولی نزی و از مستعمرات فرانسه در اقیانوسیه است که در وسطاقیانوس آرام و در انته
تاهیس ماسادلغتنامه دهخداتاهیس ماساد. (اِخ ) بعقیده ٔ هرودوت یکی از ارباب انواع مورد ستایش سکاها و خدای دریاها بود. رجوع به ایران باستان ج 1 ص 587 شود.
تباهی آوردنلغتنامه دهخداتباهی آوردن . [ ت َ وَ دَ ] (مص مرکب ) فساد انداختن : شه چو ظالم بود نپاید دیرزود گردد بر او مخالف چیررخنه در پادشاهی آرد ظلم در ممالک تباهی آرد ظلم .سنایی .
تباهی پذیرفتنلغتنامه دهخداتباهی پذیرفتن . [ ت َ پ َ رُ ت َ ] (مص مرکب ) فساد پذیرفتن . فنا پذیرفتن . تباهی گرفتن : نگه کن بدین گنبد تیزگرد...نه از جنبش آرام گیرد همی نه چون ما تباهی پذیر
تاهی یالغتنامه دهخداتاهی یا. (اِخ ) نامی است که یکی از مورخین چین به یونانیها و باختری هاداده است . رجوع به ایران باستان ص 2263 و 2264 شود.
تاهیتیلغتنامه دهخداتاهیتی . (اِخ ) «تاییتی » یا «اُتاییتی » یا «اُتاهیتی » از جزایر اصلی مجمعالجزایر پولی نزی و از مستعمرات فرانسه در اقیانوسیه است که در وسطاقیانوس آرام و در انته
تاهیس ماسادلغتنامه دهخداتاهیس ماساد. (اِخ ) بعقیده ٔ هرودوت یکی از ارباب انواع مورد ستایش سکاها و خدای دریاها بود. رجوع به ایران باستان ج 1 ص 587 شود.
تباهی آوردنلغتنامه دهخداتباهی آوردن . [ ت َ وَ دَ ] (مص مرکب ) فساد انداختن : شه چو ظالم بود نپاید دیرزود گردد بر او مخالف چیررخنه در پادشاهی آرد ظلم در ممالک تباهی آرد ظلم .سنایی .
تباهی پذیرفتنلغتنامه دهخداتباهی پذیرفتن . [ ت َ پ َ رُ ت َ ] (مص مرکب ) فساد پذیرفتن . فنا پذیرفتن . تباهی گرفتن : نگه کن بدین گنبد تیزگرد...نه از جنبش آرام گیرد همی نه چون ما تباهی پذیر