توالیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ترتیب مسلسل، ترادف، تسلسل، تعاقب▲، پیروی تبعیت، تابعیت توالی منطقی، پردازش، الگوریتم، استدلال پروسه، فرآیند، چرخه رشته، سلسله، ردیف، سری، صف، سریال،
توالیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پیاپی رسیدن؛ یکی پس از دیگری آمدن.۲. پیدرپی بودن؛ پشت سر هم قرار داشتن.
توالی 1sequence 2واژههای مصوب فرهنگستانسلسلهای از دورانهای تاریخی یک فرهنگ مشخص که هر کدام دارای بقایای مادی خاص خود است
توالی 2succession 1واژههای مصوب فرهنگستانجانشینی پیاپی یک بومسازگان با بومسازگان دیگر که متعاقب تغییرات زمینشناختی و بومشناختی و فصلی روی میدهد و تا رسیدن به پایداری نسبی، که به اوج موسوم است، ادا
توالی آبشاریcascade sequenceواژههای مصوب فرهنگستانتوالی جوشکاریهای طولی و عرضی که در آن مهرههای جوش با همپوشانی لایهها به وجود میآیند