تواقصلغتنامه دهخداتواقص . [ ت َ ق ُ ] (ع مص ) به اوقص مانستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). کوتاه گردن بودن . (ناظم الاطباء). و در حدیث جابر: و کانت علی َّ بردة ف
تواؤصلغتنامه دهخداتواؤص . [ ت َءُ ] (ع مص ) فراهم آمدن و انبوهی کردن بر آب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
تواصلفرهنگ انتشارات معین(تَ صُ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) به یکدیگر رسیدن ، به هم پیوستن . 2 - (اِمص .) به هم پیوستگی . ج . تواصلات .
متواقصلغتنامه دهخدامتواقص . [ م ُ ت َ ق ِ ] (ع ص ) آنکه به اوقص ماند. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که خود را به کوتاه گردن مانندکند. (ناظم الاطباء). و رجوع
تواؤصلغتنامه دهخداتواؤص . [ ت َءُ ] (ع مص ) فراهم آمدن و انبوهی کردن بر آب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
تواصلفرهنگ انتشارات معین(تَ صُ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) به یکدیگر رسیدن ، به هم پیوستن . 2 - (اِمص .) به هم پیوستگی . ج . تواصلات .
تواصللغتنامه دهخداتواصل . [ ت َ ص ُ ] (ع مص ) با یکدیگر پیوستن . (زوزنی ). پیوستگی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ضد تصارم . (اقرب الموارد). ضد تقاطع. (یادداشت