تواصلفرهنگ انتشارات معین(تَ صُ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) به یکدیگر رسیدن ، به هم پیوستن . 2 - (اِمص .) به هم پیوستگی . ج . تواصلات .
تواصللغتنامه دهخداتواصل . [ ت َ ص ُ ] (ع مص ) با یکدیگر پیوستن . (زوزنی ). پیوستگی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ضد تصارم . (اقرب الموارد). ضد تقاطع. (یادداشت
تأصللغتنامه دهخداتأصل . [ ت َ ءَص ْ ص ُ ] (ع مص ) تأثل . اصلی گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ). بااصل گردیدن درخت و ثابت و راسخ شدن بیخ آن . (از قطر المحیط).
توالتفرهنگ مترادف و متضاد۱. آرایش، بزک ۲. آبریزگاه، بیتالخلاء، حاجتگاه، خلا، دستشویی، کابینه، مبال، مبرز، مستراح
متواصللغتنامه دهخدامتواصل . [ م ُ ت َ ص ِ ] (ع ص ) پیوستگی کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پیوسته و به یکدیگر بند کرده شده و پیوسته و متصل با دیگری . و رجو
عبیدالغتنامه دهخداعبیدا. [ ع ُ ب َ دُل ْ لاه ] (اِخ ) ابن جبرائیل بن عبیداﷲبن بختیشوع . طبیب باحث و از مردم میافارقین است . از تصنیفات او است مناقب الاطباء. الروضة فی الطب . التو
تقاطعلغتنامه دهخداتقاطع. [ ت َ طُ ] (ع مص ) ازیکدیگر بریدن . (زوزنی ). بریدن دو گروه از یکدیگر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). باهم قطع نمودن یکدیگر را. (غیاث اللغات ) (آنندراج )
تلاطفلغتنامه دهخداتلاطف . [ ت َ طُ ] (ع مص ) با هم نرمی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ترفق در امری . (از اقرب الموارد). تلطف . رفق . نرمی . (یادداشت بخط مرحوم