توارثلغتنامه دهخداتوارث . [ ت َ رُ ] (ع مص ) از یکدیگر میراث گرفتن . (زوزنی ) (از آنندراج ). همدیگر وراثت جستن ، یقال : توارثوا کابراً عن کابر. (منتهی الارب ). میراث بردن بعضی از
تواردفرهنگ انتشارات معین(تَ رُ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - پیاپی وارد شدن . 2 - مانند بودن شعر دو شاعر هم در لفظ هم در معنا، بدون اطلاع داشتن هیچ - کدام از یکدیگر.
فراپیوستگیlinkage disequilibrium, LD 2, gametic phase disequilibrium, allelic association, gametic disequilibriumواژههای مصوب فرهنگستانتوارث توأم چند جایگاه ژنی مجزا ولی بههمپیوسته که همراهی آنها از نظر آماری بسیار بیشتر از میزان مورد انتظار است متـ . نامتعادلی پیوستگیزاد