تواجهلغتنامه دهخداتواجه .[ ت َ ج ُه ْ ] (ع مص ) همدیگر مقابل شدن . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). تقابل . (اقرب الموارد).
توأبةلغتنامه دهخداتوأبة. [ ت ُ ءَ ب َ ] (ع اِ) (از «ؤب »)تُؤَبة. (اقرب الموارد). عار و ننگ و فضیحت و رسوائی و هر چیز که از آن شرم داشته می شود. (ناظم الاطباء). خواری و رسوائی
توأمةلغتنامه دهخداتوأمة. [ ت َ ءَ م َ ] (ع اِ) مؤنث توأم . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و یقال : توأم للذکَر و توأمة للانثی . ج ، توأمات . (منتهی الارب )
توجهفرهنگ مترادف و متضاد۱. تدقیق، دقت، مبالات، مداقه، نگرش ۲. پرستاری، تیمار، دلسوزی، علاقه، مراقبت، مواظبت ۳. اعتنا، التفات، رعایت، عنایت، مبالات، محل، مراعات، ملاحظه، وقع ۴. پروا ۵.
تقابللغتنامه دهخداتقابل . [ ت َ ب ُ ] (ع مص ) با یکدیگر هم بر شدن . (زوزنی ). با یکدیگر هم روی شدن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). با هم روباروی شدن . (منتهی الارب ) (ناظم
respectدیکشنری انگلیسی به فارسیتوجه، احترام، رابطه، نسبت، حرمت، حیث، عزت، رجوع، تکریم، بزرگداشت، حیثیت، احترام گذاشتن به، محترم داشتن، بزرگداشتن
توأبةلغتنامه دهخداتوأبة. [ ت ُ ءَ ب َ ] (ع اِ) (از «ؤب »)تُؤَبة. (اقرب الموارد). عار و ننگ و فضیحت و رسوائی و هر چیز که از آن شرم داشته می شود. (ناظم الاطباء). خواری و رسوائی
توأمةلغتنامه دهخداتوأمة. [ ت َ ءَ م َ ] (ع اِ) مؤنث توأم . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و یقال : توأم للذکَر و توأمة للانثی . ج ، توأمات . (منتهی الارب )