تواءلغتنامه دهخداتواء. [ ت َ ] (ع مص ) هلاک شدن . (منتهی الارب ). هلاکت . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
تواءلغتنامه دهخداتواء. [ ت ِ ] (ع اِ) داغی است چلیپایی بر ران و گردن ستور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
التواءدیکشنری عربی به فارسیرگ به رگ کردن ياشدن , بدرد اوردن , رگ برگ شدگي , پيچ خوردن , پيچش , پيچ خوردگي , انقباض , پيچي
التواءلغتنامه دهخداالتواء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) تافته و دوتاه شدن رسن . (منتهی الارب ). پیچیده شدن . (مصادر زوزنی ). || سستی و کاهلی کردن در کار. || کج گشتن ریگ . (منتهی الارب ). لو
التواءفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) پیچ خوردن ، پیچیده شدن . 2 - (اِمص .) پیچیدگی ، پیچش ، خمیدگی .
تاءلغتنامه دهخداتاء. (اِ) نامی است که در اطراف تهران و خرم آباد به درخت داغداغان دهند. رجوع به داغداغان شود.
تفاءلغتنامه دهخداتفاء. [ ت َ ف َءْ ] (ع مص ) سخت خشمگین شدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط).